ای ستاره ها که بر فراز اسمان
با نگاه خود اشاره گر نشسته اید
اری این منم که درد ل سکوت شب
نامه های عاشقانه پاره می کنم
ای ستاره ها اگر به من مدد کنید
دامن از غمش پر از ستاره می کنم
ای ستاره ها چه شد که در نگاه من دیگر ان نشاط و نغمه و ترانه مرد؟؟؟
ای ستاره ها چه شد که بر لبان او اخر ان نوای گرم عاشقانه مرد؟؟؟
ای ستاره ها که همچو قطره های اشک
سر به دامن سیاه شب نهاده اید
رفته است و عشقش از دلم نمی رود چه شد که او مرا نخواست؟؟؟
ای ستاره ها ستاره ها پس دیار عاشقان جاودان کجاست؟؟
